فقط رفت...

بدون کلامی که بوی اشک دهد...

فقط رفت...

بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد...

فقط رفت...

 و من شنیدم که توی دلش گفت:راحت شدم..

/ 1 نظر / 16 بازدید
سحر

مــَـن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛ تـــو بــی مـَـن چــِـه خــواهــی کــــرد؟ اصـــلا” یــــادت هَست کــِــه نیستــَـم…؟