دکتر شریعتی

زن عشق می کارد و کینه درو می کند ...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر.

می تواند تنها یک همسر داشته باشد

و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی!

 برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ولی لازم است


و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ...

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی!

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ...

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...؟

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...!

و این رنج است...

/ 4 نظر / 15 بازدید
irano2

کلا مخالف این نوشتت هستم یک طرفه نوشتی

مهرنوش

متنات تک هستن ادم از خوندنشون خسته نمیشه......اولش که داشتم متناتو میخوندم..خوشم نیومده ولی بعد عاشق متنات شدم..درکشون کردم...مخصوصا متن علی شریعتیت...اگه که اجازه بدی ازروت اونو کپی کنم...لطفا جوابشو بم بده..اگرم جواب ندادی نمیذارمش

unknown

خیلی زیبا بود من که لذت بردم

کله پوک

سلام دوستم منم لینکت کردم. وای چقدر سنگین و دندون شکن بود.الکی که نیست بهش میگن دکتر شریعتی.